الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

325

إحياء علوم الدين ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم تحميد نامتناهى و تسبيح نامحصور خداى را كه ذره‌هاى ريگ تسبيح او گويد ، و سايهء شخصها وى را سجده كند ، و كوه‌هاى بلند از هيبت او پست شود . مردم را از گل صلصال بيافريد ، و صورت او را به تقويمى خوب‌تر و اعتدالى كامل‌تر بياراست ، و دل او را به نور هدايت از ورطهء گمراهى نگاه داشت ، و در كوفتن در خدمت به بامداد و شبانگاه دستورى داد . پس بصيرت مخلص خدمت را به نور عبرت سرمه كشيد تا به روشنايى آن حضرت جلال را بديد ، و آن گاه از بهجت و جمال و بها و كمال وى را چيزى روشن گردانيد كه همهء خوبيها و جمالها را پيش اشراق آن در غايت زشتى دانست ، و مانع مشاهدت و ملازمت آن را در نهايت گرانى شمرد . و ظاهر دنيا او را در صورت [ 244 ] زنى خوب كه در خراميدن مبالغت نمايد تمثّل نمود ، و باطن آن زالى زشت كه از طينت رسوايى سرشته باشد و در قالب نكال ريخته منكشف شد ، و چادر در سر كشيده تا زشتيهاى اسرار خود به لطايف جادويى و احتيال پوشيده دارد ، و بر راهگذر مردان دامها گستريده تا به انواع مكر و احتيال ايشان را در دام آرد ، آن گاه بر خلاف وعده‌هاى وصال اقتصار « 1 » ننمايد ، بلكه به سلاسل و اغلال ايشان را مقيد و به انواع بليات و انكال « 2 » مبتلا گرداند . و چون زشتى اسرار و افعال او عارفان را روشن شد ، روى از وى بگردانيدند و وى را دشمن گرفتند ، و تفاخر و تكاثر به مال بگذاشتند ، و به كنه همت روى به حضرت جلال آوردند ، و واثق شدند به وصال آن كه بى فراق و مشاهدهء آن كه بى زوال است . و درود بر سيد انبيا محمد مصطفى و آل او كه بهترين آل است . بدان كه دنيا دشمن حق تعالى است ، گمراهى گمراهان به غرور اوست ، و گناه گناهكاران به مكر او ، پس دوستى دنيا سر خطرها و بديهاست ، و دشمنى او اصل طاعتها و نيكيها . و آن چه تعلق

--> ( 1 ) اقتصار ، كوتاه كردن ، اكتفا كردن . ( 2 ) انكال ( ج نكل ) ، بندهاى سخت .